دور نشو زیاد از اینجا یکی اینجا چشم براته
یکی اینجا وقتی نیستی نگرون یه نگاته
یه نفر هست که دو چشماش به نگاهت خیره مونده
یه نفر که وقتی نیستی , گل عشقشو سوزونده
دور نشو که بی تو خونه پر دلواپسی میشه
کلبه شاد من وتو قصری از بی کسی میشه
دور نشو ستاره من , اسمون تاریکه بی تو
ماه صد هزار تا قصه , کهکشون تاریکه بی تو
دور نشو که وقتی نیستی , عاشقت دلش می گیره
اگه چند روزی نباشی , از غم و غصه می میره
اون که بی تو غم چشماش گریه رو شرمنده می کرد
وقتی تو نیستی کنارش پر میشه از اشکای سرد
دور نشو که عاشق تو عمری چشم برات نشسته
زیر بار غم دوریت , قلب عاشقش شکسته
دور نشو ستاره من , اسمون تاریکه بی تو
ماه صدهزار تا قصه , کهکشون تاریکه بی تو
( چشمانت )
بیتوته ای زیر پلک چشمانت بنا کرده ام
و با مردمان چشمت به زندگی نشسته ام
پس هیچ کاه چشمانت را
به گریه وا مدار
زیرا در یک چشم بر هم زدن
سقف ارزوها بر سرم
اوار خواهد شد
نگاهم کن تا دستهایم پر از خورشید شود
من در نگاه تو تازه می شو
م و با شوقی بی اندازه سرود زندگی می خوانم
ای تنها دلیل بودنم نگاهم کن تا دوباره چون غنچه بشکفم
ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست
پس ساده و بی تکلف می گویم :
دوستت دارم