هنوز عاشقترینم ای تو تنها باور من
به غیر از با تو بودن نیست هوایی در سر من
هنوز عطر تو مونده در فضای خونه من
هنوزم بی قراره این دل دیونه من
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود
بود ندارم از تو شکوه این سرنوشت من
بی تو حدیث عشق رو دیگه باور ندارم
جز با تو بودن ارزویی در سر ندارم
بیاد خلوت کوچه دلم را با اندوه ترانه هایت پر کن تا صدای ناله نامهربانی را از پشت دیوار فرسوده عمرم
حس کنی و
یقین پیدا کنی که چقدر دوستت دارم
ای تمام عشق و هستی
ای شکوه حق پرستی
از خدا چیزی نخواهم
هرچه می خواهم تو هستی
ای همیشه غم گسارم
ابرو و اعتبارم نزد چشمای قشنگت همه دار و ندارم